چهارشنبه ٢٨ آذر ١٣٩٧ فارسي|bosanski
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
آرامگاه شيخ مشرف‌الدين مصلح‌الدين سعدى شيرازى شاعر قرن هفتم است كه در سال 606ﻫ..ق در شيراز به دنيا آمد و در سال 695ﻫ..ق در شيراز درگذشت. بوستان به نظم و گلستان به نثر ، از معروفترین آثار اوست.
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

رونمایی از دو عنوان کتاب منتشره در قالب طرح تاپ در نمایشگاه بین المللی کتاب سارایوو

در نمایشگاه امسال از ترجمه بوسنیایی دو کتاب "استخوان خوک و دستهای جذامی" اثر آقای مصطفی مستور نویسنده شهیر کشورمان و نیز "ایران سرزمین شکوه و زیبایی" تالیف خانم فرزانه جلیلوند رونمایی شد.

کتاب نخست توسط آقای معمر کدریچ مترجم پرکار و خوش قلم بوسنیایی ترجمه و با حمایت طرح تاپ توسط انتشارات بای بوک به چاپ رسیده است. کتاب دوم نیز با ترجمه خانم مریسا جیدو توسط انتشارات دوبرا کنیگا به زیور طبع آراسته گردیده است.

سخنرانان مراسم رونمایی آقایان معمر کدریچ و دکتر ناصر شچرویچ استاد ادبیات دانشگاه سارایوو بودند. در ابتدا آقای بنیامین عیسویچ مجری برنامه، کتاب ها و سخنرانان را به حضار معرفی و از ایشان خواست با دقت به کتاب  ایران سرزمین شکوه و زیبایی نگاه کنند. وی گفت این کتاب چون دریچه ای کوچک به ایران واقعی است و از خواسته و آرزوی خود برای رفتن به ایران سخن گفت و ادامه داد ولی تا آن روز با تورق این کتاب به ایران سفر خواهد کرد.

سپس معمر کدریچ در سخنانی به معرفی ترجمه کتاب استخوان خوک و دستهای جذامی پرداخت: مصطفی مستور متولد 1964 در اهواز است ولی بیشتر سالهای زندگی خود را در تهران به سر برده است. نام این نویسنده در کنار مهمترین و با نفوذترین نویسندگان ادبیات معاصر ایران برده می شود. آثار او در تیرازهای بالا به چاپ می رسد و رمانهای او و همچنین دو داستان کوتاه او بیش از 15 بار یا برخی از آنها بیش از 20 بار چاپ مجدد شده اند. حتی اگر در هر بار چاپ مجدد  1000 نسخه منتشر شود تیراژ بسیار بالایی در مقایسه با بوسنی است.

رمانی که امروز از آن رونمایی می کنیم تا به حال به زبانهای انگلیسی، روسی، ترکی، ایتالیایی ترجمه شده و آنگونه که از نویسنده با خبر شدم قرار است به زبان اسپانیولی نیز ترجمه شود. مستور قبل از اینکه به عنوان نویسنده معروف شود به عنوان مترجم آثار ریموند کارور (۱۹۳۸-۱۹۸۸) نویسنده و شاعر مشهور آمریکایی به فارسی معروف بود. خوانندگان این رمان خواهند دید که سبک نوشتن کارور بر مستور اثر گذاشته است.

 این کتاب خیلی جالب است و جامعه ایرانی را به طرز دیگری که معمولا در جوامع دیگر از جمله جامعه ما  شناخت اشتباهی از آن ارائه می شود نشان می دهد.  جمعی از افراد بسیار جالبی که در ساختمانی در تهران زندگی می کنند مانند زوج روشنفکری که فرزند بیماری دارند و یا دیگر شخصیت های داستان به نظر من تمامی این عناصر و حقایق به اندازه کافی برای خوانندگان جالب  است مخصوصا آنهایی که تا به حال تجربه ای از ادبیات معاصر ایران نداشته اند.

آنچه من را خوشحال می کند این است که رایزنی فرهنگی ج ا ایران با همکاری طرح TOP که به ترجمه آثار ادبیات معاصر ایران کمک و یاری می کند قرار است به طور مستمر حداقل یک یا 2 کتاب در سال در این زمینه منتشر نمایند. متاسفانه ادبیات معاصر ایران در نزد ما ناشناخته است شاید به تعداد انگشتهای دست آثاری ترجمه و منتشر شده اند مانند یک رمان دیگر از مستور به نام روی ماه خداوند را ببوس با ترجمه دکتر نامیر کاراخلیلویچ و کتاب دا و چند اثر دیگر. وی در پایان سخنان خود افزود این کتاب می تواند سناریوی خوبی برای ساخت یک فیلم سینمایی باشد.

در ادامه دکتر ناصر شچرویچ این اثر را با ادبیات اروپا در اوایل قرن بیستم مقایسه کرد، زمانی که ادبیات معاصر اروپا در اوج خود بوده و بعد از آن تنزل کرده است. وی گفت ما امروز وقتی درباره خاورمیانه، شرق و پرشیا فکر می کنیم ذهن ما به عنوان مخاطبین اروپایی، بلافاصله به یاد مکانی جالب و در عین حال عجیب و غریب      می افتد ولی این تمامی واقعیت نیست، به همین خاطر مترجمانی مانند معمر هستند تا به ما تصویر متمایزی نشان دهند، تا به ما چشم اندازی از داخل یک فرهنگ، فرهنگی که چندین هزار سال قدمت دارد. این فرهنگی نیست که دیروز یا 200 سال قبل بوجود آمده باشد بلکه فرهنگی با قدمت چندین هزار سال که از طریق ادبیات غنی بلوغ یافته است. در واقع مترجمان زمینه گفتمان را فراهم می کنند و از این طریق کمک می کنند تا به تصویر اشتباهی که هر روز از طریق رسانه ها و یا از طرق مختلف دیگر در ذهن ما نقش بسته است غلبه کنیم. تصویری که در عین سادگی باعث می شود که از آنجا وحشت داشته باشیم.

 تا آنجا که من می دانم اولین فردی که تلاش کرد تا با این فرهنگ غنی تماس برقرار کند و گفتگو نماید گوته (یوهان ولفگانگ فون گوته) می باشد که 199 سال پیش اثر بیادماندنی خود بنام دیوان غربی شرقی را نوشت و این اثر در واقع میوه و بازتاب پژوهش وی در  دیوان حافظ و ادبیات شرق از جمله 1001 شب است. نتیجه شیفتگی گوته به حافظ و غزلهای وی ، غزل به عنوان گونه و قالب ادبی و دیوان بعنوان اثر ادبی برای گفتگو و گفتمان  باعث می شود که گوته گفتمان خود با ادبیات شرق را آغاز کند، ادبیاتی که در آن موقع کاملا ناشناخته بوده است مانند یک موجود عجیب و غریب ولی گوته با تمام این اوصاف پا در این راه می گذارد و درست در زمانی که اروپا به سمت نابودی و انحطاط می رود گوته نوشتن دیوان شرقی غربی خود را شروع می کند. در زمانی که اروپا به قهقرا می رود برای دوباره بنا نهادن پایه های فرهنگ و شناختن و نشان دادن تصویری کامل از جهان او این امکان را در تعامل با ادبیات شرق می بیند.

اگر به زمان حال برگردیم به نظر من خیلی خوب است تا دوباره شخصی مانند گوته داشته باشیم تا یک گقتگوی جدی را از طریق فرهنگ شروع کند. زیرا فرهنگ و ادبیات غنی تنها عرصه ای هستند که گفتمان جدی و سازنده در آنها می تواند انجام و نتیجه بخش باشد و به نظر من این کتاب می تواند در این راه کمک نماید. این کتاب در واقع یک رمان کوتاه است ولی کوتاه بودن آن را بعنوان نقص آن نبینید. رمان فرمی از داستان نویسی است که آزادی بیان هر چیزی را در آن دارید. این رمان فرم جالبی دارد، آنگونه که نویسنده، در واقع راوی داستان می گوید محتوا مهم است ولی از آن مهم تر نوع  بیان آن می باشد.

در این کتاب 5 یا 6 داستان مجزا داریم که در نگاه اول هیچگونه ربطی به هم ندارند. آنها کاملا از همدیگر گسسته به نظر می آیند و این داستانهای مجزا، جداگانه ساخته و پرداخته می شوند. داستان زوجی پزشک که پسرشان سرطان دارد و آنها امیدوارند که موفق به پیدا کردن دارو و درمان برای او باشند، یا داستان قاتل های حرفه ای که پیرمردی را می کشند تا به اموال او برسند. داستانی درباره دانیال عجیب و غریب داریم که رمان در واقع با او شروع می شود و او یک دیوانه روشنفکر است. انسانی که با وجود روانی بودن دارای دانش و بصیرتی است که بقیه عوامل داستان این قدرت را ندارند. داستان یک روسپی که عاشق شاعری شده و شاعر به یاد او و برای او شعر می سراید. منظورم این است که شاعر نیز عاشق سوسن است ولی نمی خواهد این عشق تجلی یابد. تمامی این داستانها ساخته و پرداخته می شوند و به ترتیب خاصی به هم متصل      می گردند. به گونه ای که خواننده در طول کتاب به تدریج در می یابد که علیرغم داستان های مختلف که در نگاه اول ارتباطی به هم ندارند نویسنده از زوایای مختلف به زندگی نگاه می کند و به دنبال ساده ترین و در عین حال مهم ترین مفاهیمی که ذهن بشر را به خود مشغول داشته مانند مرگ، زتدگی و عشق می گردد به اینگونه یک تصویر کلی با جزئیات از جهان اطراف به شما می دهد که از خواندن آن لذت خواهید برد.

من یک متخصص ادبیات معاصر آلمان هستم و می توانم بگویم که اگر نظری به ادبیات معاصر آلمانی بیندازیم خواهیم دید که به میزان فراوانی وابسته به راوی اول شخص است. راوی اول شخص قادر است یک تصویر از جهان به ما ارائه دهد، یک چشم انداز و منحصرا دید فردی نسبت به جهان را نشان می دهد. این رمان به ما چند چشم انداز ارائه می دهد و از چشم اندازهای مختلف داستانهایی را ساخته و به ما نشان می دهد.

آن چیزی که من را شیفته خود در این رمان کوتاه کرد این است که ارتباط بین این داستانهای مجزا بر اساس یک تفکر می باشد و مشهود است که بر روی تمام جزئیات اندیشه و وقت گذاشته شده است. نکات خیلی جزئی مانند ساعت دیواری، پاک کردن دهان و کاناپه ای که بر روی آن دراز می کشند و غیره که اگر در حال حاضر مثلا اگر به رمان های رمانتیک زبان المانی و یا قطعه ای از ادبیات پست مدرن اروپا نگاه کنیم چنین ارتباط و جزئیاتی نمی بینیم، زیرا این ارتباطات و جزئیات بی دلیل در داستان نیامده اند بلکه وجود دارند تا به رسیدن داستان به هدف اصلی خود و یکپارچه شدن کمک کنند.

این کتاب همانگونه که معمر گفت شما را به یاد فیلم می اندازد ولی من می خواهم اضافه کنم که من را به یاد موسیقی نیز می اندازد. زیرا همانند موسیقی که دارای دگرگونی و ارتعاش می باشد این داستان نیز درمورد یک موضوع دارای دگرگونی و ارتعاش است. یک موضوع دارید و این موضوع از زوایا و چشم اندازهای مختلف کنکاش می شود و به شما یک تصویر منظم و شاخص که باعث ساخت یک واقعیت می شود که ان تنها واقعیت ممکن است ارائه می دهد.

بر فرض اگر دوباره شخصی مانند گوته پیدا شود و با این رمان ارتباط برقرار نماید در واقع خواهد دید که این رمان یا کتاب یا سروده بر همان سبکی است که قبلا ادبیات اروپا زمانی که در اوج خود بوده یعنی در آغاز قرن بیستم در اروپا چیره و غالب بود . حال آنکه این نوع فرم را ادبیات اروپا در 60 یا 70 سال اخیر از دست داده است. یعنی همان فرم بی طرف و بی نظر بودن ادبی، چند زاویه نگریستن، اصرار بر چند نظری و اصرار بر گفتگو ، و اروپا از این دیالوگ این عایدش می شود که خود را دوباره به طور واقعی بشناسد.


١٩:٥١ - 1397/02/13    /    شماره : ٧٠٤٥٧٦    /    تعداد نمایش : ١٤٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
پرچم ج .ا.ایران

پرچم بوسنی

اوقات شرعی شهر سارایوو

صلوات

امام خمینی (ره)

دفتر مقام معظم رهبری

پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

ایران بالکان

بنیاد سعدی

مرکز رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور

انجمن دوستی ایران و بوسنی و هرزگوین

نمایندگی رهبری در امور دانشجویان اروپا

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا

شبکه سحر بوسنیایی

کالج فارسی بوسنیایی

موسسه ابن سینا

بنیاد ملاصدرا

کتابخانه ملی بوسنی

موزه ملی بوسنی

کتابخانه دیجیتال سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

سفارت جمهوری اسلامی ایران - سارایوو
vote
سایت رایزنی فرهنگی ج. ا. ایران در بوسنی را چگونه ارزیابی می کنید؟

عالی (21%)

65

خوب (31%)

96

متوسط (20%)

62

ضعیف (28%)

89


تعداد کل اراء :(312)
UsersStats
Visitorsofpage: 429870
Visitorsofday : 96
Visitorsofpage : 701848
Onlinevisitors : 3
PageLoad : 1.0937

گزارش تصویری فعالیتها در سال ١٣٨٩|گزارش تصویری فعالیتها|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت